أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
47
تجارب الأمم ( فارسى )
تنها دربارهء كارگزاران مشورت مىدادهام . عباس خشمگين شده گفت : اين روش شانه خالى كردن است ، رأى درست از تو پنهان نيست و باز پيگيرى كرد . [ فرات ] گفت : اگر وزير كسى را در نظر دارد ، پس از استخاره با خدا آن را به اجرا گذارد . ابن فرات مىگفت : وزير فهميد كه مقصود من ابن معتز است زيرا خبر نامزد بودن او پخش شده بود . پس گفت : من جز نيك خواهى از تو انتظارى ندارم . من گفتم : اگر وزير چنين مىخواهد ، مىگويم : « از خدا بپرهيز ! كسى بر اين كار مگمار ، كه به خانه و باغ اين و آن ، زندگى اين ، كنيز آن ، آبادى اين ، اسب آن ، چشم داشته باشد ، كسى كه با مردم آميزش داشته ، از ريزهكاريهاى زندگانى ايشان سر در آورده باشد . » وزير چند بار ، باز گفتن آن را از من خواست . و سپس گفت : پس كى را در نظر دارى ؟ گفتم : جعفر پسر معتضد . گفت : واى بر تو ، جعفر كودك است ! گفتم : ولى پسر معتضد است ، اگر او را بياورى ، يك فرمانده نياوردهاى كه از همه چيز ما آگاه باشد ، خودسرانه كارها را انجام دهد ، خود را بىنياز بداند . چرا كار را به كسى نسپارى كه تو او را اداره كنى ؟ روز سوم ، با ابو الحسن على بن عيسى راى زد و مىكوشيد تا او كسى را نام برد ، ولى او نپذيرفته گفت : من نام نمىبرم ، ليكن شايسته است او از خدا بپرهيزد و ديدگاه مذهبى داشته باشد [ 1 ] پس عباس بن حسن [ وزير ] به رأى ابو الحسن بن فرات * گرائيد ، و اين با سفارش مكتفى نيز برابر بود كه خواسته بود ، برادرش جعفر به خلافت برسد . پس چون مكتفى در پايان روز شنبه دوازدهم ذى قعده در گذشت ، عباس وزير ، با همه نگرانى كه از كودكى جعفر داشت ، او را به خلافت نشانيد . « صافى حرمى » رفته او را از « دار ابن طاهر [ 2 ] » به پائين آورد . پس چون « حراقه [ 3 ] » اى كه او را
--> [ ( 1 - ) ] ن . ك : كتاب الوزراء : 127 . [ ( 2 - ) ] M : « دار ابن طاهر » در صفحات آينده نيز به صورت خانهء اميرنشين ديده مىشود خ 5 : 57 ، 62 ، 318 ، 387 و 6 : 117 كاخ محمد بن طاهر آخرين فرمانرواى آل طاهر است كه چون از يعقوب ليث صفار شكست خورد و به سال 262 به بغداد پناهنده شد ، اين كاخ را ساخته بود ، و پس از مرگش به صورت اميرنشين باقى ماند . [ ( 3 - ) ] M : نوعى قايق نهر پيما كه در دجله به كار گرفته مىشده است . گونههاى ديگر آن كه در اين